چی می شد اگه خدا امروز وقت نداشت به ما برکت بده چرا که دیروز ما وقت نکردیم ازش تشکر کنیم . چی می شد دیگه هرگز شکو فا شدن گلی رو نمی دیدیم چرا که وقتی خدا بارون فرستاده بود گله کردیم . چی می شد اگه خدا عشق و مراقبتش را از ما دریغ می کرد چرا که ما از محبت ورزیدن به دیگران دریغ کردیم. چی می شد اگه خدا امروز به حرفهامون گوش نمی داد چون دیروز به دستوراتش خوب عمل نکردیم . چی می شد اگه خدا خواسته هامونو بی پاسخ می گذاشت چون فراموشش کردیم .
دلخوش از آنیم که حج میرویم غافل از آنیم که کج میرویم کعبه به دیدار خدا میرویم او که همین جاست کجا می رویم حج به خدا جز به دله پاک نیست شستن دل از دل غمناک نیست دین که به تسبیح و سر و ریش نیست هرکه علی گفت که درویش نیست صبح به صبح در پی مکرو فریب شب همه شب ناله وامن یجیب امیدوارم که ما اینگونه نباشیم ...
وقتی به خوبیها و مهربانی های تو می نگرم بدیها و اشتباهات خود را مشاهده می کنم و آنوقت که رحمت و بخشش بی منتهایت مرا نشانه میرود بار شرمندگی گناهانم بیشتر از پیش بر دوشم سنگینی میکند خدایا هر چه می دهی رحمت است و هر چه نمی دهی مصلحت اگر مصلحت این است که هیچ چیز نداشته باشم راضیم به رضایت ولی نظرت را از من مگیر یاریم کن آن کنم که تو راضی باشی و آن طور شوم که تو می خواهی
....خدایا با تمام کوچکی ام چیزی دارم که تو با آن عظمتت نداری و آن خدایی ست که من دارم و تو نداری.
....مطمئن باش هر روز خدا را می بینی , فقط او را تشخیص نمی دهی.
...وقتی تنهایی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش!
....خدایا! کمکم کن؛ پیمانی را که در طوفان با تو بستم در آرامش فراموش نکنم.
....در آن زمان که امیدت برید از همه جا ، ببین کیست امیدت ، بدان که اوست خدا .
....بـــار الها تـــو نادیده می گیری مــــن هم نادیده می گیرم تـــو خطاهایـم را مـــن عطاهایـت را.
نمیدانم چرا آنقدر بزرگ نشده ام،که تو را تنها در مواقع سختی نخوانم؟ چرا وقتی همه چیز هست، کمتر تو را صدا می کنم؟ چرا وقتی سالم و شاداب هستم، کمتر تو را شکر می گویم؟ پروردگارا! تنها درخواستم از تو روحی وسیع است، آنقدر که فراموش نکنم،در خوشی ها باید بیشتر تو را صدا کرد!
کسی که بهشت را بر زمین نیافته است آن را در آسمان نیز نخواهد یافت خانه ی خدا نزدیک ماست و تنها اثاث آن ، عشق است....
بارالها! در پیشگاه تو ایستادهام، و دستهایم را به سوى تو بلند كردهام، آگاهم كه در بندگىات كوتاهى نموده و در فرمانبرىات سستى كردهام، اگر راه حیا را مىپیمودم از خواستن و دعا كردن مىترسیدم ... ولى … پروردگارم! آن گاه كه شنیدم گناهكاران را به درگاهت فرا مىخوانى، و آنان را به بخشش نیكو و ثواب وعده مىدهى، براى پیروى ندایت آمدم، و به مهربانىهاى مهربانترین مهربانان پناه آوردم. و به وسیله پیامبرت كه او را بر اهل طاعتت برترى داده، و اجابت و شفاعت را به او بخشیدى، و به وسیله برترین زن، و به فرزندانش، كه پیشوایان و جانشینان اویند، و به تمامى فرشتگانى كه به وسیله اینان به تو روى مىكنند، و در شفاعت نزد تو، آنان را كه خاصان درگاه تواند، وسیله قرار مىدهند، به تو روى مىآورم. پس بر ایشان درود فرست، و مرا از دلهره ملاقاتت در امان دار، و مرا از خاصّان و دوستانت قرار ده، پیشاپیش، خواسته و سخنم را آنچه سبب ملاقات و دیدن تو مىشود قرار دادم اگر با این همه، خواستهام را رد كنى، امیدهایم به تو به یأس مبدّل مىگردد، همچون مالكى كه از بنده خود گناهانى دیده و او را از درگاهش رانده، و آقایى كه از بندهاش عیوبى دیده و از جوابش سر باز مىزند . واى بر من اگر رحمت گستردهات مرا فرانگیرد، اگر مرا از درگاهت برانى، پس به درگاه چه كسى روى كنم؟ اما... اگر براى دعایم درهاى قبول را گشوده، و مرا از رساندن به آرزوهایم شادمان گردانى، چونان مالكى هستى كه لطف و بخششى را آغاز كرده، و دوست دارد آن را به انجام رساند، و مولایى را مانى كه لغزش بندهاش را نادیده انگاشته و به او رحم كرده است. در این حالت نمىدانم كدام نعمتت را شكر گزارم؟ آیا آن هنگام كه به فضل و بخششت از من خشنود شده، و گذشتههایم را بر من مىبخشایى؟ یا آن گاه كه با آغاز كردن كرم و احسان بر عفو و بخششت مىافزایى؟ پروردگارا! خواستهام در این جایگاه، یعنى جایگاه بنده فقیر ناامید، آن است كه: گناهان گذشتهام را بیامرزى، و در باقیمانده عمرم مرا از گناه بازدارى، و پدر و مادرم را كه دور از خانه و خانواده و غریبانه در زیر خاكها خفتهاند، ببخشى . تنهایىشان را با انوار احسانت از بین ببر، و وحشتشان را با نشانههاى بخششت به انس بدل كن، و به نیكوكارشان دم به دم نعمت و شادمانى بخش، و به گناهكارشان مغفرت و رحمت عطا كن، تا به لطف و مرحمتت از خطرات قیامت در امان باشند، به رحمتت در بهشت ساكنشان گردان، و بین من و آنان در آن نعمت گسترده شناسایى برقرار كن، تا مشمول شادمانى گذشته و آینده شویم. آقایم! اگر در كارهایم چیزى سراغ دارى كه مقامشان را بالا مىبرد و بر اكرامشان مىافزاید، آن را در نامه اعمالشان قرار ده، و مرا در رحمت با آنان شریك كن، و آنان را مشمول رحمتت بگردان، همچنان كه مرا در كودكى تربیت كردند....
خدایا کـمـک کن دیرتر برنجیم، زودتر ببخشیم، کمتر قضاوت کنیم، و بیشتر فرصت بدهیم... الهـــــــــــــــــــــی آمیـــــــــــــــــــــــــــــن...
خدایا! ای که به تو بی نیاز شوند و از تو بی نیاز نباشند، به تو رو آورند و از تو رو بر نتابند، از سر شور و شوق،آهنگ تو کرده ام و با دلی مطمئن، به تو امید بسته ام تمنای من از تو هر چند زیاده باشد، در برابر غنای تو ناچیز و اندک است، که دست عطایت از هر دستی گشاده تر و برتر است...
قلب من خانه ی خداست... ممکن است گاهی گریه کنم ولی هیچگاه در تنهایی گریه نمیکنم خداوند اینجاست اشکهای مرا پاک می کند...چون... قلب من خانه ی خداست ممکن است گاهی بیفتم و بلغزم اما هرگز در سقوط تنها نمی مانم خداوند هست و مرا بلند می کند... چون... قلب من خانه ی خداست شاید گاهی رنج بکشم اما هرگز در این رنج کشیدن تنها نمی مانم پروردگار مرا از رنجها رها می کند...چون... قلب من خانه ی خداست خوشحالم برای اینکه میدانم هرگز تنها نیستم خداوند همواره با من است...چون... قلب من خانه ی خداست...
مردم اغلب بی انصاف، بی منطق و خودمحورند... ولی آنان را ببخش... اگر مهربان باشی، تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند... ولی مهربان باش... اگر شریف و درستکار باشی،فریبت می دهند... ولی شریف و درستکار باش... نیکیهای امروزت را فراموش میکنند... ولی نیکوکار باش... بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد، و در نهایت می بینی که هر آنچه هست همواره میان "تو و خداوند" است نه میان تو و مردم... "دکتر علی شریعتی"