نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

     ببین من عاشق را ....

ببین که چگونه عاشقانه در پی تو هستم....

ببین که چگونه شب و روز به یاد تو هستم

و تنها آرزویم رسیدن به تو است...

لحظه ای به من نظری بینداز ....

ببین که تنهاتر از من هیچ تنهایی نیست ،

         مرا باور کن ،

    تنها تویی در قلب تنهایم!

        این قلب تنها ،

   لحظه به لحظه به یاد تو هست

ببین مرا که از همه عاشقترم ،

   عاشق تو و آن قلب مهربانت

     از همه دیوانه تر منم ،

این منم که دلم میخواهد

  وآرزودارم تو برای من باشی !

دلم میخواهد تا ابد برای من باشی

و تنها عشق جاودانه ام باشی ....


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

بیشتر از آنچه باور داری عاشق توهستم بیشتر از هر عشقی بر تو عاشقم و بیشتر از هر دیوانه ای مجنون تو هستم. عزیزم من محتاج تو هستم و بدون تو زندگی برایم مفهومی جز تاریكی و سیاهی ندارد! دوستت دارم چونكه میدانم تو نیز مرا دوست میداری ، دوستت دارم چونكه مرا باور داری و مرا لایق آن قلب پر از محبتت میدانی! تنها آرزویم این است كه تا آخرین لحظه زندگی ام در كنارتو باشم و جز این از خدای خویش هیچ آرزویی را ندارم عزیزم این قلب كوچك و شكسته و پر از عشق من تنها هدیه ای است از طرف من به تو! از تمام دنیا تنها همین قلب كوچك را دارم ، همین و بس! عزیزم تا پایان با تو می مانم چونكه تنها تو هستی كه معنای واقعی عشق را به من ابراز كردی و آموختی! آموختی كه عشق یعنی تا پایان زندگی ماندن و تا پایان زندگی دوست داشتن! عزیزم به جز تو كسی برای من دوست داشتنی نیست و به جز تو كسی لایق این قلب بی طاقت من نیست هر جای دنیا كه هستی بدان كه در این دنیای بزرگ كسی هست كه عاشق و دیوانه تو می باشد ! هر جای دنیا كه هستی بدان كه من به انتظار تو می مانم تا تو را ببینم و در آغوش خود بفشارم! عزیزم دنیا خیلی بزرگ است ، این دنیا پر از عاشق و معشوق است ، پر از لیلی و مجنون است، اما همه عاشقان یك سو ، و من و تو نیز یك سوی دیگریم! عزیزم تو دومین قبله عبادت منی و در همه لحظه ها بعد از خدا تو را عبادت میكنم! عزیزم بدون تو ،جایی در این دنیای بزرگ ندارم ، و تنهاتر از من دیگر تنهایی نیست! تو همان دنیای منی عزیزم ، به هر زیبایی های این دنیا كه می نگرم تو را میبینم . دوستت دارم عزیزم خیلی دوستت دارم ، آنقدر دوستت دارم كه دیگر هیچگونه جای ابرازی برای آن نیست! مستم از این عشق تو ، و پریشانم از غصه های تو و گریانم از اشكهای تو! با تو پر از امیدم ، و رنگ خوشبختی را خوش رنگ از گذشته می بینم با تو قلب من خوشبخت ترین قلب دنیاست ، با تو این دنیا برایم همان بهشت است! عزیزم دوستت دارم … چون كه در میان اینهمه عاشقان تو توانستی بمانی با قلبم ، بسازی با احساسم و درك كنی زندگی ام را ! عزیزم دوستت دارم… چون كه این قلب كوچك و پر از عشق مرا در قلبت طلسم كرده ای و نگذاشتی هیچ كس دیگر قلب مرا از تو بگیرد ! اینبار با فریاد ، با چشمهای گریان ، با قلبی عاشق ، با اراده و با احساسی پرا از دوست داشتن میگویم كه دوستت دارم تا همه عاشقان فریاد مرا بشنوند و به من بنگرند و شرمنده شوند!


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

جزنفس زدن برای ِتو کاری ندارم

هر چی دارم قسم میخورم از تودارم

تو اومدی زندگیم رنگ ِ بهار شد

دلواپسی رفت روزام قشنگ شد

چطور انکار کنم خوشبختم کنارت

آخ ِمگه میشه نباشم ثانیه ها به یادت

این که سَهم ِ منی کار خدا بود

حتی دیدن کسی مثل تو محال بود

دیدن خیانت نامردی تهمت از هَمه

شانس زندگی دوباره تو دستای ِمَنه

شاید تو یه مجنونی توقرن جدید

توکسی هستی که دنیا به خودِش ندید

مرز عشق و باوری مثل لمس خوشبختی

نمیدونم کسی دیده مثل تو مردونگی

خلاصه با تو همه دردام تموم شد

دفترشعر تنهایی برای همیشه بسته شد


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

وقتی تو خودت گیر می کنی

وقتی همه چیز برات میشه یه سوال !

وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی

وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی

وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی

وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره ..

وقتی مجبوری خودتم گول بزنی

وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!!

وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست

وقتی می دونی همه چی دروغه

وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی

وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی ..

وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت

وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته

وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه

وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته ..

وقتی نباید اونی باشی که هستی

وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست

! وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن

وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه

وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ...

وقتی.........


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

جزخودم کی ازدلم خبرداره؟

چشام وببین رنگ ِشب داره

دستام مثل بید تودست باد

ِ تک تک ثانیه ها مثل یه سال ِ

همه میگن چرا حالت خرابه؟

آخه هرجا میرم با منی ‚سایه به سایه

همه میگن رفته لیاقت نداره؟

ولی دلم جزاون کسی ونداره

به هر در میزنم بازم توبرگردی

بیای اینجا دوباره ‚ دنبالم بگردی

بازم دیوار دیوارهمه جا دیوار کجایی؟

برگرد طَبیب ِ دل ِ بیمار تمام

گوشه گوشه ی این خونه ردپات

یادگاری چشات هنوزم توی قاب

دیگه بعد تو ‚تو نه شما بی کس و کارم

نفس من تویی بادنیا کاری ندارم

کاری با دنیا ندارم چون تونیستی

هرچند که بعد من توتنها نیستی


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

این روزها می آیند و میروند و با رفتنشان ذره ذره صبر و قرار مرا هم میبرند تلخ می آیند و تلختر میروند.......... اما خیالی نیست من اگر کمی قویتر از این باشم بی شک میتوانم باز هم به این زندگی اجباری ادامه بدهم چاره چیست جز صبر و صبر و صبر آنقدر فکر و خیالهای شبانه آتش بر آرامشم میزند که از سیاهی شب گریزانم آنقدر آتش فریب و نیرنگ و دروغ مردمان در روز وجودم را میسوزاند که از روشنی روز گریزانم چه کنم که نه پای رفتن دارم و نه تاب ماندن........ حیرانِ حیران مانده ام درگیر به همه چیز دنیا ! دروغــــــــــــــــی دروغ !!! فـــــــــریبی فریب!!! زندگی ! تلخـــــــــــی تلخ!!!آدمها ! دو رویــــــــــید دو رو!!!


نوشته شده در تاريخ شنبه 9 مهر 1390برچسب:, توسط |

یه تابوت ویه کفن وجنازه ی بی جون

بعد مرگم هنوزم توی فکر ِ نگاه اون

یه قبرخالی یه سنگ به اسم ِ اون

نوشته بازگشت همه به سوی او

چشاش بازه شاید توبین همه باشی

اشک بریزی یکم پشیمون باشی

حتی شده یه لحظه جای من باشی

زبونم لال دیگه حتی زنده نباشی

توخیالم چقد خودم وکنارت دیدم

که آخرش لباس سفید تنت دیدم

ازاون شب دیگه سیاه پوشیدم

تورو هر لحظه کنار اون دیدیم

برای زندگی بی تو بهونه ای ندیدم

هر لحظه دنیاجهنم بود که من دیدم

شبای تارم به جای تو اشکم و دیدم

سربه دیوار زدم تورو پیشم ندیدم


نوشته شده در تاريخ جمعه 8 مهر 1390برچسب:, توسط |

نوشته شده در تاريخ جمعه 8 مهر 1390برچسب:, توسط |


تمام حقوق اين وبلاگ و مطالب آن متعلق به صاحب آن مي باشد.